دل نوشته های شیدا |


دور زمانی بود که طلاق فقط مختص شهرهای بزرگ بود و کمتر موردی از جدایی زوجین در مناطق روستایی و شهرهای کوچک داشتیم اما امروزه این معضل به سمت این مناطق سرایت کرده و متاسفانه با افزایش آمار طلاق در روستاها مواجه هستیم و همین مسئله می تواند هشداری باشد برای مسئولان امر که نسبت به علل این قبیل جدایی ها در نزد زوجین جوان، کنکاش و تامل بیشتری نمایند.
دکتر محمد اسحاقی (معاون مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان)، با عنوان این مطلب که روند افزایشی طلاق در نسل جوان جامعه باید از سوی مراجع مسئول مورد بازبینی و بررسی قرار گیرد، می افزاید: بی توجهی به روند افزایشی طلاق در نسل جوان منجر به تشدید این معضل در جامعه خواهد شد.
این در حالی است که مهین دخت داوودی، معاون مجتمع قضائی خانواده تاکید دارد که وضعیت طلاق در کشور بحرانی نیست.
وی می گوید: گرچه کماکان با تقاضای زوجین برای جدایی مواجه هستیم اما این امر در حال حاضر به عنوان یک وضعیت بحرانی تلقی نمی شود و بررسی ها نیز بر این مسئله صحه می گذارد.
طبق آماری که از سوی دستگاه قضائی منتشر شده طلاق توافقی روند رو به رشدی داشته ولی آماری که مبتنی بر جزئیات باشد در این زمینه وجود ندارد.
معمولا زوجین برای اینکه بتوانند هر چه زودتر از یکدیگر جدا شوند به صورت توافقی از یکدیگر جدا میشوند، ضمن اینکه شرایط و نکات دیگری که در قانون وجود دارد کمتر مورد توجه قرار می گیرد و مسئولانی که در دادگاهها و مجتمع های خانواده وجود دارند با این مسئله خیلی راحت و آسان برخورد می کنند و این نوع طلاق، کمتر مورد کنکاش و بررسی قرار می گیرد.
جامعه شناسان، شکستن سنتهای اجتماعی و دور شدن از آنها را، یکی از دلایل تزلزل در ارتباطات انسانی و در نهایت افزایش طلاق عنوان می کنند و بر این باورند که نفوذ مدرنیته با فردیت های افراطی همراه است و در نتیجه هر یک از افراد می خواهند برای خود زندگی کنند، از این رو است که قداست ارتباطات اجتماعی فرو می ریزد.
طلاق در جوامع مختلف نمی تواند شاخص توسعه یا عدم توسعه یافتگی باشد اما باید توجه داشت که بروز این مسئله و شتاب گرفتن آن در جوامع مختلف پیامدهای نامطلوب بسیاری خواهد داشت. لذا، لازم است در جریان ازدواج موازین اجتماعی مورد توجه قرار گیرد، چرا که این موارد در تداوم زندگی جوانان تاثیر خواهد داشت. ازدواج ساده انگارانه با طلاق ساده نیز همراه خواهد بود.
بررسی ها و مطالعات سازمان ملی جوانان نشان می دهد، طول مدت زندگی مشترک 15،2 درصد از کل طلاق های واقع شده در سال 85، کمتر از یک سال بوده و 28،9 درصد کمتر از 2 سال، 39،4 درصد کمتر از 3 سال، 47،2 درصد کمتر از 4 سال و 72 درصد کمتر از 10 سال بوده است.
نتیجه اینکه حدود سه چهارم از طلاق ها مربوط به زوجهایی بوده است که کمتر از 10 سال از زندگی زناشویی آنان می گذرد. از سوی دیگر، نرخ رشد طلاق روستایی در نیمه اول سال 86، 6،45 درصد بوده است، در حالی که بررسی ها نشان می دهد نرخ رشد طلاق شهری 4،93 درصد بوده است.
اگه به بعضی ها باشه که 24 ساعته حظ و کِیف قد و هیکلشون رو می برن، آینه که هیچ، اگه چهار تا شاهد عادل هم گواهی بدن که، بابا! باور کن خوشگلی؟!
از جلو آینه کنده نمی شن.
جلوی آینه، آنچنان فیگوری می گیرن، که یعنی کلاس کار تا کجاس!!
آنقدر که خون پدر و مادر را به جوش میآرن.
از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون، مصیبت واقعی وقتی پیش میآد که یکی از اعضاء و جوارح چهره شان مثلاً بینی، به قول معروف، سربالا نباشه یا مطابق سلیقه عالیجنابان نباشه، آن وقت تکلیف همه انستیتوهای زیبایی و دکتر های فک و صورت معلومه.
برعکسش هم هست، فکرش رو بکنید اگه شمایل آنها خدادادی بی عیب و نقص باشه و آنوقت یک روزی کسی بگه بالای چشمتان ابروست آنوقت ...
بگذریم اما حرف دل ما اینه که کسانی هم هستند که جلوی آینه نمی ایستند، مگر جلوی آینه دلشان، آونا فقط توجهشان را معطوف به یک جزء از وجودشان نمی کنن، آونا اگر ساعتها هم پای آینه بایستند، توجهشان متوجه خالی که گوشه چشمشان لانه کرده جلب نمی شه، آونا لکه سیاهی را می بینن که بر اثر بی توجهی خودشون بر روی دلشان نقش بسته است.
نگاهشان به آن لکه برق خاصی داره، برق نگاهشان، آسمان و زمین را هم متحول می کنه. آونا جلوی آینه های معمولی هم می ایستند، ظاهرشان را هم نگاه می کنن، اما محاله چیزی را که در نیمکره راست مغزشان می گذره رو به فراموشی بسپارند.
آونا می دونن که خداوند عالم چه نیروی عظیمی را در بازوهای یک جوان به ودیعه گذاشته.
حتی اگر نزدیکشان هم بشی، چیزی نمی شنوی، اما گویی غوغایی تو دلشون موج می زنه. انگار از خودشون یک انتظار دارند، یک توقع و چشمداشت بزرگ، آره، انتظار ساختن عالم، از خودشان انتظار دارن، تمام تلاششان رو بکنن تا همانگونه که خداوند ازشون انتظار داره و به هدفی که از آفرینششان داشته، برسن.
آونا هرگز آراستگی ظاهری را فدای آراستگی باطنشون نمی کنن، همینطور آراستگی باطن را قربانی زیبایی ظاهر خودشون نمی کنن.
آونا پای آینه دلشان می ایستند و از مرز تمامی آینه ها می گذرن، نیروی زائدالوصفی تو وجودشون چنگ میندازه، نیرویی که همت، قدرت و انگیزه فراوانی رو تو وجودشون جاری می کنه.
حالا تو دوست خوبم، خوب فکر کن، به آینه دلت مراجعه کن و ببین که تو جزء کدام گروه
هستی؟
لوراي عزيز، متأسفانه ديگرنمي توانم به اين رابطه ازراه دورادامه بدهم وبايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من راببخش وعکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها را همراه با عکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون
روبرت عزيز، مراببخش، اماهرچه فکرکردم قيافه تورا به يادنياوردم، لطفاً عکس خودت را ازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان
درداستان بالا خانم لورای بی وفای نامزدش بهش ثابت شد، بعضی از ما امتحان میشم یعنی خواست خداست تا طرفمون بهتر بشناسیم .واین بی انصاف ترین کار که ،یه انسان رو به بازی بگیریم و آخرشم با یه معذرت خواهی تمومش کنیم و چه بسا یه روزی تاوان این کارو پس میدیم واز خدا چوبی می خوریم شاید اینو نفهمیم که مال اون بی وفای بوده .حالا حتما نباید نامزد داشته باشیم شاید یه دوست که با گذشتن مدتی زمانی نه چندان کوتاه کاملا اونو بشناسیم
تو هر کاری و هر مرحله از زندگی شاید دوستی ،داشتن نامزد، ازدواج،داشتن همسر ،قرار ملاقات،عقد قرار داد(کار بنحوه خوب انجام دادن)و.....
باید یادمون باشه به قولی که میدیم تا آخرش واسیم و پایبند باشیم به عهدی که بستیم وبی وفای و خیانت نکنیم
امروزه طنزهای جالبی در رابطه با مسئله ی ازدواج می شنویم یا کاریکاتور ها و بدون شرح های زیبایی را نظاره می کنیم . خیلی ها براش لطیفه می سازند . باید توجه کنیم که همیشه چیزی بیشتر مورد توجه طنز پردازان قرار می گیره که به عنوان یکی از مشکلات بزرگ مطرح میشه و وقتی خوب نگاه کنیم می بینیم که درست انتخاب کردند ، ازدواج ایرانی یک مشکل بزرگ شده . بیشتر کاربران عزیز وقتی این مطلب رو می خونن شاید با خودشون فکرکنند که : « چه طنز سرگرم کننده ای ! » ، اما بد نیست بدونیم که واقعاً این مسئله به عنوان یه مشکل در جامعه ی ایرانیان مطرح شده و دختر و پسر هم نداره . شرایط سخت خانواده ها برای ازدواج ، مهریه های سنگین ، توقعات نا بجا ، انتظارات غیر عقلانی ، رسومات اشتباه ، وضعیت مالی بسیار خوب ، اشتباه گرفتن هم شاُن بودن با هم طبقه مالی بودن ، همه و همه از مسائلی هستند که واقعاً به معنای واقعی راه ازدواج را مسدود کردند.
هیچ پسری جرئت به اقدام ازدواج را ندارد . اگر بخواهد باید به کم خودش را راضی کند در غیر اینصورت هفت خوان رستم که همه پر از شروط غیر منطقی است آغاز می شود .
بیاید با هم سیر تکاملی و پیشرفت شروط برای پسرها رو مرور کنیم :
قبلاً گفته می شد که : حلال خور هست ؟ اخلاق بد نداره ؟ مرد زندگی میشه ؟ در مورد اخلاقش یه تحقیق می کردن و بعد از اطمینان عروسی به خوبی انجام می شد . گذشت تا مادیات اومد وسط . خونه داره ؟ ماشین داره ؟ کارش پول داره ( براشون مهم نبود چه کاری ) . حالا می گن : ویلا داره ( فلان منطقه باید باشه حتماً ) ، خونه ی جدا واسه دخترمون ؟ یه زمین پشت سند ازدواج ؟ بهترین اتومبیل ؟ ماه عسل ببرش اروپا ؟ هر کاری می خواد باید بکنه ؟ مهریه = سال تولد * ( ضرب ) روز تولد * ماه تولد * سن ( تازه به میلادی حساب بشه ، نه سال شمسی )
تا اینجا رو هر کی خونده یه نظری داده . اگه هنوز ادامه ی مطلب رو می خونید یعنی اهمیت دادید اما این فقط پسرها نیستند که شرایط بدی دارند . دختر ها هم مثل این مشکلات براشون پیش می یاد .
قبلاً به خانم بودنش و اینکه بتونه داخل خانه رو به خوبی کنترل کنه رضایت می دادن . اما حالا متاسفانه ، متاسفانه ، متاسفامه ، دختری که به خاطر نجابت و پاکی خودش رو از پسرهای منحرف و شرایط بد دور می کنه نه تنها تشویق نمیشه بلکه مورد تمسخر قرار می گیره . با القابی مثل امل ، یه عیی داره که دوری می کنه ، پسر ندیده و ... . ( خیلی جای تاسف داره ) . باید حتماً جهیزیه کامل باشه ( تا گیره ی لباس هم باید از گرانترین مدل باشه ) . حتماً باید صورتش مثل ماه باشه . باید مطیع باشه ( توضیح می دم منظورمو ) . بعد از ازدواج پدر و مادر رو فراموش کنه و ...
اما گفتم باید مطیع باشه . به منظور تبعیت از یه ارباب نیست ( هرگز این نمی تونه باشه ) . در قوانین الهی مرد کسی است که وظیفه داره امور خارجی منزل رو تامین کنه و زن امور داخلی رو . چون مرد بیشتر از احوال خارجی با خبر هست ، نحوه ی بیرون رفتن را اون باید تعیین کنه و چون خانم در خانه هست باید نحوه ی بودن در منزل رو مشخص کنه . مسائل جانبی زیادی هم هست که پس از ازدواج تازه مشکلات به خاطر اونها شروع میشه و خیلی زود مهر طلاق ، شیرینی پیوند رو به زهر تبدیل می کنه .
امیدوارم که هر ایرانی به جای خودش برگرده . به امید روزی که پیوندها ، معنوی بشه نه مادی . به امید روزی که عشق در جایی قرا بگیره که جدایی دل های عاشق فقط در گرو جدایی روح از تن میسر بشه .
« آمین »
آخرين مطالب ارسالي;